محمد حسن سمسار

13

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

در نزديكى شهر ناحيه‌اى وجود ندارد . بلكه اطراف آن را باغها و درختانى فرا گرفته است ، و وجود انواع ميوه‌ها و توانگرى و زندگى خوب مردم آنجا ، به سبب آبهائى است كه از كوهى بنام جم كه به آنجا مشرف است سرچشمه ميگيرد . اين كوه بلندترين كوههاست و وضع نواحى سردسيرى را دارد ، و سيراف در ميان آن نواحى از همه گرم‌تر و زمستان و فصل سرما سردى آن كمتر است « 24 » . » مقدسى در احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم ( نوشته شده بسال 375 ه . ) بندر سيراف چنين وصف مىكند : « سيراف قصبه اردشير خره است ، و اهل آن هنگام آبادانيش آن را بسبب زيادى آبادانى و عماراتش . و خوبى خانه‌هايش ، و ظرافت مساجدش ، و نظم و رونق بازارهايش ، و ثروت مردمانش ، و آوازه شهرتش ، بر بصره ترجيح ميدادند . سيراف در آن هنگام دروازه چين و خزانه پارس و خراسان بود ، و در همه كشورهاى اسلامى عجيب‌تر و زيباتر از خانه‌هاى آن نديدم . اين خانه‌ها از چوب ساج و آجر ساخته شده بودند . و هر خانه به بهاى يكصد هزار درهم خريد و فروش ميشد . » مقدسى سيراف را از شدت گرما دروازه جهنم خوانده ، و مىنويسد كه ، آبش از دور حمل مىشود و قنات كوچكى نيز با آب گوارا دارد . و نيز مىنويسد كه سيراف در ميان دريا و كوه قرار دارد ، و اطراف آن زمين بىآب و علف و در نزديكى آن نخلهائى قرار دارد « 25 » . چنان كه از نوشته مقدسى برميآيد ، وى بسيراف سفر كرده و اين بندر را خود ديده است . اما قبل از آنكه مقدسى تأليف كتاب خود را بپايان برد ، شهر سيراف را زلزله شديدى كه مدت هفت روز پى در پى ادامه داشت ويران كرد . اين زلزله بسال 366 يا 367 ه . رخ داد .

--> ( 24 ) - صورة الارض - ترجمه دكتر جعفر شعار ص 51 . ( 25 ) - احسن التقاسيم ص 426 .